...میان قدم های شبانه ...

.

.

.

.

هميشه يه نقطه هست که آدم (توجه کن ميگم آدم نه تو !) وقتي بهش ميرسه ديگه بدبخت و بيچاره تر از اون توي دنيا نيست.

هميشه يه نقطه هست که آدم (توجه کن ميگم آدم نه تو !) وقتي بهش ميرسه ديگه خوشبخت تر و شادتر از اون توي دنيا نيست.

هميشه يه نقطه هست که آدم (توجه کن ميگم آدم نه تو !) وقتي بهش ميرسه ديگه غمگين تر و نا اميد تر از اون توي دنيا نيست.

هميشه يه نقطه هست که آدم (توجه کن ميگم آدم نه تو !) وقتي بهش ميرسه ديگه شادتر و اميدوارتر از اون توي دنيا نيست.

هميشه يه نقطه هست که آدم (توجه کن ميگم آدم نه تو !) وقتي بهش ميرسه ديگه فرق هيچ کدوم از اينا رو نميدونه و واقعا فرق نقطه رو که يک زمان يا يک لحظه هست رو با يک خط که ميتونه تمام مسير زندگيش باشه رو نمي فهمه...

ميگم سلامتي تنها چيزي هست که ميتونه يکي داشته باشه ولي به روي خودش نياره !
هميشه يک نقطه هست که اگر بالاش رو نگاه کني ميبيني سالم نيستي و اگر پايينش رو نگاه کني ميبني سلامتي! که تو ، خيلي هنوز مونده تا زمين گيربشي.


فقط ميخواستم اين رو بگم ، نسبت به نقطه ء پاييني خودت ، قدر ِ سلامتيت رو بدون...
قدر بي نقص بودنت رو بدون...
قدر اينکه ميتوني فکر کني و تصميم بگيري رو بدون...
قدر ِ اينکه ميتوني ليوان آب رو خودت بگيري دستت و بياشامي رو بدون...
قدر ِ داشته هات رو بدون...
مواظب خودت باش!

نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٦ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط مسافر! نظرات ()
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-